ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
264
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
او همان عماد كاتب اصفهانى است كه براى نور الدين محمود بن زنگى و صلاح الدين يوسف بن ايوب - كه خدا از هر دو خرسند باد - كتابت و دبيرى كرده است . در نويسندگى شيوهاى شگفتانگيز داشت و در سخن توانا بود . در اين سال عبد اللّه بن حمزه علوى كه بر كوههاى يمن چيره شده بود ، گروههاى بسيارى را گرد آورد كه عبارت از دوازده هزار سوار بود و سربازان پياده او نيز از بسيارى به شمار در نمىآمدند . از سرداران و سپاهيان معز بن اسماعيل بن سيف الاسلام طغتكين بن ايوب ، فرمانرواى يمن ، نيز گروهى به عبد اللّه بن حمزه پيوستند زيرا از او مىترسيدند . آنان يقين داشتند كه شهرها را مىگيرند و ميان خود تقسيم مىكنند . از اين رو پسر سيف الاسلام از ايشان سخت هراسناك شد . شبى فرماندهان لشكر ابن حمزه گرد هم آمد تا بالاتفاق تصميمى بگيرند و به مقتضاى آن عمل كنند . اين سرداران دوازده تن بودند . ناگهان صاعقهاى بر ايشان فرود آمد و همه را نابود كرد . اين خبر در همان شب به پسر سيف الاسلام رسيد و او فرصت را غنيمت شمرد و شتابان به سر وقت آنان رفت و به لشكرى كه در يك جا گرد آمده بود حمله برد .